مسيحيان باختر موسيقي را به‌صورت وسيله‌اي آييني براي هدايت انسان به سوي خدا مي‌دانستند؛ آنان موسيقي را در ذات خود خوب نمي‌شمردند، بلكه بدان سبب خوب بود كه‌ براي هدف‌هاي خوب به‌كار مي‌رفت‌. بالاخره مسلمانان زاهدمنش از موسيقي هراس داشتند و اگر هم آن را مجاز مي‌شمردند، تنها در موارد خاصي بود. مختصر آن‌كه موسيقي براي يونانيان و چينيان خوب بود، براي كاتوليك‌ها علي‌السويه‌، براي مسلمانان سخت‌گير (مانند برخي‌ پروتستان‌ها) خطرناك بود.1
برخورد مسلمانان مربوط به خصلت زهد، انحصارگري و استبداد ديني‌شان بود، نه‌ بي‌اطلاعي‌شان از مباحث يونانيان‌.2 البته فارابي به خوبي با آنها آشنا بود و هر مسلمان‌ صاحب‌نظر در موسيقي آموزش خود را با آثار فارابي آغاز مي‌كرد. از اين گذشته‌، موسيقي‌دانان‌ اسلامي اين قضيه‌ٴ يوناني را قبول داشتند كه هر وَتَر و شَدّي اثر ويژه‌اي بر روح دارد؛ يك وَتَر ممكن است آن را ((منبسط)) سازد و ايجاد لذت و شوق كند و وتر ديگر آن را ((منقبض‌)) سازد و غم و گرفتگي پديد آورد، و الي‌ٰ آخر.3 دين آنان اجازه نمي‌داد تا نتيجه‌گيريهاي يونانيان را بپذيرند. از لحاظ آنان‌، موسيقي در بهترين صورت يك سرگرمي و تفريح بود؛ آموزش و پرورش‌ از وظايف علماي دين بود، نه موسيقي‌دانان‌.
با اين حال‌، مسلمانان با يونانيان و چينيان در شناخت رابطه‌ٴ ميان الحان موسيقي و پديده‌هاي ديگر موافق بودند. ((موسيقي افلاك‌)) در نظر هيچ‌كدامشان استعاره‌اي پوچ نبود. رساله‌هاي موسيقي بيزانسي حاوي بسياري مطالب نجومي است‌. يك چنين مقايسه‌هايي در نخستين آثار عربي پديدار شد، از جمله آثار كندي (نهم ـ 1) و طبعاً مورد بهره‌برداري اخترگويان‌ قرار گرفت‌. بهترين نمونه از موسيقي اخترگويي در زمان مورد بحث ما رساله‌ٴ عبدالعزيز ابن‌السراياي حلي بود كه در آن چگونگي ساختن آهنگ‌هاي متناسب با بروج فلكي را شرح مي‌دهد.


1. مخاطرات التذاذ از موسيقي را برخي علماي كاتوليك هم پذيرفتند، به‌ويژه قديس اوگوستين (پنجم ـ 1) در اعترافات (كتاب دهم‌، بند 33). در مورد پروتستان‌ها، لوتر هوادار موسيقي بود ولي تسوينگلي چندان تمايلي بدان نداشت و كالوين شديداً مخالف آن بود. دراين‌باره نك,(P.H. Lang (p. 207 f., 2656 f., 1941
2. در قرآن كه مهم‌ترين مرجع ديني و فقهي است‌، هيچ آيه‌ٴ صريحي درباره‌ٴ حرمت موسيقي نيامده است‌. برخي از فقيهان اسلامي با استناد به پاره‌اي روايات‌ آن را حرام شمرده‌اند، و برخي ديگر با تضعيف آن روايات‌، نظرات ديگري در اين باره ابراز كرده‌اند. سه تن از پيشوايان مذاهب چهارگانه‌ٴ اهل سنت اجمالاً حكم به حرمت موسيقي نداده‌اند. ازميان فقيهان معاصر نيز شيخ محمود شلتوت‌، مفتي بزرگ مصر، در مجموعه‌ٴ فتاوي خود فراگيري‌، نواختن و استماع‌ موسيقي را به‌خودي خود حلال شمرده‌، مگر آن‌كه به‌كار حرامي بيانجامد يا با آن همراه شود. در ميان فقيهان شيعي نيز برخي چون ملامحسن فيض كاشاني و آخوند ملاكاظم خراساني در مورد موسيقي وسعت مشرب داشته‌اند؛ و برخي ديگر چون شيخ انصاري اجمالاً آن را حرام دانسته‌اند. ــ و.
3. نك شرح كتاب الادوار فوق الذكر. (Erlanger (3, 543-50, 1938.